علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

120

تاريخ بيهق ( فارسى )

بوده‌اند . در تاريخ نيشابور و بيهق مذكور . و شعر اين ابو العباس و تاريخ وى بموضع خويش ياد كرده آيد . و از اقارب ايشان بوده است امام محدث ابو محمد العنبرى ، و اين امام ابو زكريا العنبرى كه جد ابو العباس بود احاديث بسيار يادداشتى ، و در آخر عمر منزوى شد ، قاضى عبد الحميد وزير گفت ذهبت الفوائد من مجلسنا بعزلة ابى زكريا العنبرى . و از فرزندان ابو العباس العنبرى بود خواجه اميرك دبير و برادرش خواجه ابو نصر دبير و خواجه ابو القاسم دبير ، و ايشان هر سه حظوت و مرتبت يافتند در عهد محموديان ، و خواجه اميرك دبير و هو ابو الحسن احمد بن محمد البيهقى الملقب باميرك و اخوه ابو نصر در بيهق ضياع و اسباب بسيار ساختند « 1 » ، و اين سراى كه امروز اجل شهيد حسين بيهقى مدرسه ساخته است خواجه اميرك بنا كرده است و سراى وى بوده است ان اثارهم تدل عليهم * فانظروا بعدهم الى الآثار و خواجه اميرك پانزده سال قلعهء ترمد از سلجوقيان نگاه داشت ، چون اميد خراسانيان از محموديان منقطع شد او قلعهء ترمد بملك الملوك چغرى تسليم كرد ، چغرى وزارت خويش بر وى عرض داد ، گفت خدمت كسى نكنم كه در عهد گذشته او را مطيع و مأمور خويش ديده باشم ، و اين بيت انشا كرد فيا ليتكم « 2 » لم تعرفونى و ليتنى * تسليت عنكم لا على و لاليا * و با غزنى رفت « 3 » و آنجا مدرسهء ساخت ، و ديوان انشا بوى تفويض فرمودند ، در عهد سلطان مودود و سلطان عبد الرشيد و آخر عهد سلطان فرخزاد او دبير بود ، پس استعفا خواست . و در عهد سلطان فرخزاد خادمى ظالم بود « 4 » و مستولى بر ملك ، او را ابو الفتح الخاصه گفتند « 5 » ، روزى با اميرك دبير مجادله راند و او را روستائى خواند . اميرك گفت « 6 » لا تسبننى فلست بسبى * ان سبى من الرجال الكريم

--> ( 1 ) ساخته‌اند . ( 2 ) نص و نب ، فيا ليتنى . ( 3 ) در نب ؛ اين جمله بعد از جملهء ( مطيع و مامور خويش ديده باشم ) نوشته شده است . ( 4 ) خادمى بود ظالم . ( 5 ) گفتندى ( 6 ) اميرك انشا كرد .